Fanni Community Center | ساختمان کانون فنی دانشگاه تهران


Location : 5th district, Tehran
Status : Completed
Services : Architectural design 1st and 2nd phase, Construction Supervision
Program : Community Center, Cafe, Multi functional Saloon, Offices
Lead Architect : M. Niqui
Project Team : O. Shahnaee, M. Takhtravanchi, N. Rashid
Area : 500 sqm Built / 2000 sqm Terrain


درباره پروژه

موقعيت زمين، شکل تقسيم بندي و قواره زمين هاي اطراف، اينکه زمين در تلاقي انتهاي دو معبر و تحت اشراف مجموعه اي از خانه هاي چند مستاجره از قسمت شمال واقع شده است، پيشينه شکل گيري و وضعيت کنوني منطقه شهري، همسايه ها، همه و همه، امکان تبديل شدن اين زمين به يک مجموعه رفاهي، اداري و منتفع از ويژيگيهاي يک «ميدانِ شهري» نيمه عمومي را مي دهد.ـ
اين وضعيت در کنار قرار گيري اين مجموعه در محله ي جنت آباد تشديد مي شود. قرار گرفتن در بافتي از شهر  فاقد فضاهاي شهريِ تاريخمند و با ويژگيِ معاصر در تهرانِ ماشين محورِ امروز، که اگر بخواهيم آن را دسته بندي کنيم، جزو توسعه هاي انبوهِ بافت شهري در دوره يِ فورانِ جمعيت تهران به پيرامونِ هسته ي مرکزي مي شود. يک بافت شهريِ سريع توسعه يافته، بين دهه هاي 60 تا 80 با الگوي خيابانهاي متعامد و  الگوي  کالبديِ مسکونيِ شصت – چهل ، و تک و توک لکه هاي بزرگ شهري، مانند يک بيمارستان که در مقياس شهر سرويس مي دهد و ساير فضاهاي خدماتِ شهري متداول براي بافت هاي غير مرکزي شهري، مثل پارک محلي، مسجد، کلانتري، خانه محله و…ـ

اين نوع از بافت شهري که نه بر زمينه ي يک ويژگي جغرافيايي و يا تاريخي در پهنه ي زمين سوار شده است، توسعه اي «انبوه» است از زيرساختهاي شهري براي چند برابر کردن ظرفيت شهر و استقرار شهروندان در آن. اگر بر اساس يک ويژگي معين در رابطه با ساختار و چشم انداز کلانِ شهر برنامه ريزي نشود اغلب دچار خاصيت رکود، يکساني و فربگي مي شود. با توجه به اينکه صرفا توسعه ي«انبوه» و تکثير زيرساخت هاي شهري منجر به داشتن فضايي پويا و خلاق براي اسکان يک جمعيت نمي شود . بلکه رشدي پويا و تعاملي با توجه به زمينه ي اجتماعي، جغرافيايي و مختصاتي هر محله ي شهري از وجوه توسعه ي رشد يافته است.ـ

پروژه ي خانه ي جديد کانون فرصتي هست براي به پاسخ به نياز کانون در سايه اين مسئله و تولد نوع جديدي از فضاي شهري در اين ميان.ـ
واقعيتِ حبه اي زمين که در زمان مشخصي به کانون فني اهدا شده است در طرحِ معماري آن هم راستا مي شود با اين ايده که اين مجموعه نه فقط به مجموعه خصوصي جهت استفاده مهندسين بدل مي شود، بلکه فضاي جديدي متولد مي شود منتفع و در ارتباط با ساير نهاد ها، شهروندان و اين يعني تعامل با حوزه عمومي و شهر در عين فعاليت به عنوان يک مجموعه فارغ التحصيلي خصوصيت آن را دو چندان مي کند.ـ

اين شايد نياز امروز شهر و موسسه هاي ما باشد که با به اشتراک گذاشتن عرصه ها و حوزه هاي «مياني» ،به عبارت ديگر فضاهاي نيمه خصوصي و نيمه عمومي، تبديل به فرصتي براي به تعريف در آوردن، قاعده مند کردن، معنا بخشي، ضابطه مند کردن و ايجاد توسعه در اين عرصه ها شوند. حوزه و عرصه هاي مياني يعني همانجايي که فرد، موسسه، يا يک نهاد معين با جامعه دچار تعامل و منافع مشترک و بينابيني مي شود ، اين فضاها مادامي که تعريف نشوند مي توانند مملو سو تفاهم، تنازع براي بقا، کشمکش و خشونت و انزوا باشند، حال اينکه اين عرصه ها به ميزان فراوان در شهرهاي قديم ما موجود بوده اند. چيزي که قوانين مدرن مالکيت شهري در تعريف تيز ميانِ مالکيتِ خصوصيِ نهادي و مالکيت شهري از آنها چشم پوشي کرده است. و جامعه معاصر ما همچنان نتوانسته است اين عرصه ها را تعريف ، قاعده مند و شکل بخشي کند.ـ
گذرها، سبزه ميدان ها،تکايا، سراها و تيمچه ها در بازارها همه فضاهاي نيمه عمومي بوده اند که در رابطه با استفاده کننده  همگاني از شهر به نوعي از تکامل در تنظيم روابط و ساختار و کارکرد رسيده بوده اند. و البته در نتيجه معماري متناسب و فوق العاده اي هم داشتند. اين فضاها با آداب استفاده ي معيني که به عنوان يک فضاي نيمه عمومي در جامعه پرورده بودند متوليان مشخصي هم داشتند که در تنظيم حوزه کارکردي، مراقبت و نگهداري آن هم نقش معيني داشتند.ـ

اگر محصولِ معماري را فضايي بدانيم که جمعيت در آن به زندگي اجتماعي مي پردازد، اين توسعه از معماري در شهر نه فقط يک توسعه در کالبد معماري وکالبد شهري بلکه يک اتفاق در ساحتِ مناسباتِ بين انساني و نهادي است. تصميمي از جنسِ کشف حقوق و منافع افراد، موسسه ها و عموم در جامعه اي که شايد از نظر اجتماعي اين حوزه هاي بينابيني تعاملي را در دوره معاصر کمتر کشف کرده و شکل بخشيده است.ـ
در نهايت اين طرح نه فقط فعاليتي از جنس بخششِ فضايِ کانون فني به شهر يا محله ي جنت آباد است بلکه فعاليتي در جهت تعامل و رونق اين حوزه مياني با فضاي شهري، ساير موسسه ها و شهروندان مي شود، رويکردي در جهت توسعه و ترميم کالبدي و زندگي در حوزه عمومي امروز تهران.  و اين همه البته پس از پاسخ کالبدي به نيازهاي فعاليتي کانون فني شکل مي گيرد. يعني تامين فضاهاي اداري، اجتماعي و رفاهي مورد احتياج کانون در تناسب با فعاليت هاي دوره اي اين نهاد فارغ التحصيلي.ـ


School in Lavasan | مدرسه در لواسان

Location : Lavasan
Site Area : 1690 sqm / Built Area : 973sqm
Program : Primery School
Service : Planning and Design 1st phase
Partners in Charge : M. Niqui
Client : Private Institution


درباره پروژه

ايده بر مبناي استفاده از نهايت امکانِ ساخت در زمين شکل گرفته است. در اين طرح با   کل زمين و حجم قابل تصور در آن به صورت توده اي برخورد شده که  در اثر تخلخل و خالي کردن حياط هايي از آن  امکان استقرار فضاهاي پروژه به وجود مي آيد. دو حياط در سطح دو طبقه در دو ناحيه متقارن  و به صورت قطري در زمين در نظر گرفته شده است که کيفيت هاي متفاوتي را براي استفاده مستقل دو فضاي آموزشي ايجاد مي کند.  اين دو فضا و ساير فضاهاي خالي پروژه از طريق شبکه اي از راههاي پوشيده و نيم باز در زيري ترين سطح  پروژه به هم متصل مي شوند. فضا هاي سرويس و مکمل آموزشي حول  حياط ها در طبقه اول سازماندهي شده اند. کلاس ها  بالاترين سطح پروژه از امکانات سقف براي گرفتن نور و  فضاي نيم باز  استفاده مي کنند.  کلاس ها حاوي تراس ها  يي در نيم طبقات  از دو فضاي سربسته آموزشي و تراس سبز استفاده مي کنند .ـ

در اين طرح شيب سقف علاوه بر امکان ايجاد اختلاف تراز در سطح آخر يکپارچگي حياط ها و حجم کلي ساختمان را تاکيد مي کند و  با به وجود آوردن حجمي يکپارچه محيط آموزشي يکپارچه اي نيز به وجود مي آورد.ـ